سلام دوستان

همگی خوبین؟

من خیییییییلی خوشحالم.چون منم برای اربعین رفتم کربلا.خداروشکر همه راهو از نجف تا کربلا پیاده رفتم.مثل سال قبل مسیر و کسایی اونجا بودن فوق العاده بود

چندتا عکس هم گرفتم که تو پست بعدی میذارم

شلوغی امسال واقعا عجیب غریب و وحشتناک بود.با اینکه تو راه برگشت یکمی اذیت شدیم ولی درکل خوب و عالی بود

هوا هم مثل پارسال یخ فجیع نبود.بیخودی کلی لباس گرم بردیم

 

ضریح امام علی و حضرت ابوالفضل رو ندیدیم ازبس شلوغ بود دیگه سمتشون نرفتیم .ولی به ضریح امام حسین دستم رسید.چون گروه گروه میفرستادن داخل

 

واقعا سفر خوبی بود.کسی از شما رفت؟



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 11:53 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

راستی اگه انشاالله رفتین اگه تونستین که علم هر اندازه ای که باشه هم ببرید 

عراقیای بین راه که خدمت میکنن به زوار بدون هیچ منتی به بقیه خدمات میدن.آدم باید واقعا از خودش خجالت بکشه.اونا با اون وضعی که دارن و با کمبود امکانات از جون و دل مایه میذارن.اونوقت افرادی هستن که با منت یه لیوان آب میدن دست مردم یا پول خورد میدن به فقرا.واقعا کارشون شرم آوره. باید رفت تو مسیر مشایه و پیاده ها تا واقعا درس زندگی و ایثار رو از اونا یاد گرفت



تاريخ : دوشنبه دهم آذر 1393 | 16:54 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلام دوستان 

نزدیک اربعین داره میشه 

وااااااااای دلم خیییییییییییییییییییییلی هوای کربلا کرده.پارسال با خانوادم رفتیم کربلا. پیاده روی اربعین. واقعا محشر بود.آدم هر چی ازش بگه کم گفته. باید رفت و دید که اونجا چه خبره. از کوچیک و بزرگ و زن و مرد همه به یه سمت حرکت میکردن.چادرایی که از نجف تاااااااااااااااااااا کربلا زده بودن و همش غذا میدادن برا زوارا، واقعا دیدنی بود. از ته وجودشون با هر چی که داشتن خدمت میکردن به زوارای امام حسین(ع). حتی بچهای کوچیک عطر میزدن به مردم. بعضیا خلال دندون و گوش پاک کن میدادن. وقتی کسی میرفت خونشون یا از غذاشون میخورد انگار تمام دنیا رو بهشون داده بودن.واقعا یه چیز عجیب غریبی بود. تا حالا هیچ جا همچین خدمتی رو هیچیکس ندیده. فقط ایام اربعین تو مسیر پیاده روی میشه این عظمتو دید. 

من که دلم هی جیلیز ویلیز میکنه و دوست دارم دوباره برم.کاش قسمت بشه و دوباره برم. 

شما هم اگه نرفتین ،تنبلی نکنید هرجوری که شده برین.حیفه که از دستش بدین. با اینکه شلوغه و کثیفه و هوا یخهههههه ولی واقعا ارزش داره آدم تو عمرش یه بار سفر اربعین اون هم پای پیاده بره 

هرکس که میتونه کوتاهی نکنه و زود کاراشو ردیف کنه و بره.اگه رفتین هم خییییییلی التماس دعا. بعد از سفرتون هم بیایین تو نظرات تعریف کنید که چه خبر بود و حالتون رو بگین 

ایششششششالا که منم بتونم برم دوباره...



تاريخ : دوشنبه دهم آذر 1393 | 16:45 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
خداییش اعتراف کنید چندبار از این شاهکارها خلق کردین؟!؟؟؟؟!!!!!!!! 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 12:42 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلام به دوستای گلم.

خبری ازتون نیست و از نظراتتون هم خبری نیست؟؟؟؟!!!!!??????

میخوام یکم از مسافرتی که رفته بودم براتون بگم

مامان بابام که رفته بود حج ،من هم رفتم مشهد پیش مادربزرگم.کلیییی فامیل داریم اونجا.همشون سعی کردن که بهم خوش بگذره و موفق هم شدن.آخه من دختر لجبازیم و وقتی از یه چیزی بدم بیاد فاجعه میشه!!!!!!ولی خداروشکر خیییییییییلی بهم خوش گذشت.البته یه وقتایی یکم موقعیت برام سخت و غیرقابل تحمل میشد ولی بیشترش خوب و معرکه و عالی بود.شهربازی و کوهسنگی رفتیم که خیلی خوب بودو حال بم داد.طرقبه هم رفتیم بدک نبود.خواستیم اول صبح کوه بریم که نشد.خیلی هم حرم رفتیم. یبار هم دستم به ضریح خورد.برای دعای عرفه هم رفتم حرم.واقعا معرکه بود.بهتون توصیه میکنم اگه میتونی برای دعای عرفه برین حرم.یا امام زاده های شهرتون.واقعا حس خوبی داشتم.

اونجا چندبار آشپزی کردیم.باااید میبودین و دستپختمو میخوردین.باید تو تاریخ ثبش کنن.برنج شفته و راحت الحلقوم!!!!! من به فکر بقیه بودم میخواستم خوردنشونو راحت کنم.یبار هم برنج خوششششمزه سوخته درست کردم.عکسشو تو پست بعدی میذارم که یاد بگیرید.کیف غذا پختن به اینه که آدم بسوزونه!!! امتحان کنیدخیییلی حال میده!!!:-)

برای عید قربان هم مراسمای باحالی تو خونه گرفتیم

دیگه بقیه خاطراتم شخصیه و قابل گفتن اینجا نیست

حالا خاطرمو یکم نکته ای میکنم

آرامش بخش ترین قسمت سفر: روز عرفه تو حرم بود

پرهجان ترین بخش سفر: تو ماشین! و شهربازی بود

باحال ترین بخش سفر:شب عید قربان و نصفه شب عید غدیر

خوشمزه ترین بخش سفر: برنجم !!!!:-) و شیرکاکائوی خونگی و کیکی خونگی

خنده دار ترین بخش سفر: دیوونه بازی منو دخترای فامیل

من کل

من هرجا میرم بقیه رو خل و دیوونه میکنم.تو مدرسه که به هیچ کدوم از بچها رحم نکردم:-):-)

 

دیگه حرف خاصی نیست که از این مسافرت بگم بجز اینکه خییییلی بهم خوش گذشته.و از همه کسایی که باعث شدن این مدت برام خاطره خوبی بشه ممنون

 

راستی غذا خوردن با چوب غذاخوری هم خیییییلی حال میده.تو سفر خونه عموم برامون گرفتن.یادگاریه خوبیه:-)

از تمام روزها هم خاطره نوشتم.میخوام برای این سفرنامم ی اسم بذارم. به نظرتون چی بذارم.ی چیزی میخوام که باحال و قشنگ باشه.نظر بدین که چی بذارم:-) 

خب دیگه فعلا برا الان کافیه.چشمام دراومد ازبس به گوشی نگاه کردم. آپ کردن با گوشی هم بدک نیست:-)

 

بااااای تااااااااای هاااااای

 



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 | 15:55 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلام به دوستای عزیز  

میخوام یکی دیگه از انشاهای دوران دوم راهنمایی رو براتون بنویسم. پریسا دنیای شکلک ها http://sheklakveblag.blogfa.com/

من که وقتی داشتم میخوندمش قیافم اینجوری بود پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/  واقعا تعجب میکنم که یه همچین چیزایی نوشتم.البته دوران بچگیم بود دیگه.مطمئنا الان همچین چیزایی نمینویسم. ولی در زمان خودش انشای عالی ای به حساب میومد.به خاطر نوشته های اونموقعه که الان چیزایی که مینویسم خیییلی خوبن.نامه یا چیزا رسمی که برا بقیه مینویسم تعریف داره. 

میتونم تصور کنم که وقتی دارین این انشا رو میخونید چه شکلی شدین 

 shaking no emoticon                            pouty face emoticon                         funny thumbs down emoticon 

 

ولی دیگه باید یکم تحمل کنید sorrow emoticon 

 بدون اینکه چیزی رو تغییر بدم مینویسم.میخوام کاملا اورجینال باشه

 

خب حالا برا خوندش برین ادامه مطلب ...  

                                                                  



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیستم آبان 1393 | 15:13 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلام به همه دوستای گل

پر بازدید ترین بخش وبلاگم انشای پاییزم شده!!!:-) ممنون که نظراتتون رو دربارش میگین

قالب وبلاگ هم فعلا موقتیه تا بعد که دربارش یه فکری بکنم

تصمیم گرفتم یکی دیگه از انشاهای دوران راهنماییمو بنویسم.اونی در زمان خودش خنده دار بود رو براتون مینویسم.همیشششه انشاهام رو 20 میگرفتم.بجز یه دفعه که 19 شد

حالا این مقدمه رو داشته باشین تا برم انشامو پیدا کنم و بنویسم



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 15:46 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلااااااااام به همه رفقای گلم 

نظراتتون رو خوندم.از همگی ممنون 

کلیییییییییییییی نظر درباره انشای پاییزم بود.بعضیا 20 دادن و بعضیا 0 !!!!!!!!!! 

من اگه الان میخواستم انشا بنویسم مطمئنن اونجوری نمینوشتم.اون انشا از فکر یه دختر راهنمایی و کوچولو بود.برا زمان خودم انشای خوبی بحساب میومد ولی الان ....... 

دیدم که بعضیااااااااااااا انشامو کپی کردن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!  

اگه با یکم تغیرات مینوشتین فکر کنم خیییییلی بهتر بود 

نوش جونتون که از رو انشام کپی کردین.مشکلی نیست.گوارای وجود  

بازم از همگی ممنون 

راستی ببخشید دوستان.چون اون پایین نوشته بودم که از این به بعد میام وب وآپ میکنم. ببخشیند که نشد به قولم عمل کنم. آخه یه ماه که مسافرت بودم.مسافرت فوق العاده توووووووووووووووووپ و عاااااااااااااااااالی و مشتیییییییییییییییییی و جییییییییییییییگری بود. بعدا از مسافرتم براتون میگم 

فعلا میرم



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 16:31 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلااااااام به همه دوستان گل و با مرام که باوجود اینکه پست نمیذارم ولی همچنان نظرای خوبشونو میذارن و باعث دلگرمیم میشن

از همگی ممنووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

و اما یه خبر دااااااااغ . نتیجه ۵ ماه درسیدنم بالاخره مشخص شد. با اوضاع و شرایطی که داشتم و اتفاقات بدی که افتاد و بدون کلاس بیرون و بدون کتابای خفن  تونستم زیست شناسی چمران قبول بشم.

هیییییچی علاقه ای به این دانشگاه و این رشته ندارم.آخرین انتخابام بود. ولی زیست هم اونقدرا بدک نیست.

ولی نمیدونم چرا اصلا خوشحال نیستم.خییییییییییییییییییییییلی اعصابم داغونه

از این به بعد میخوام  تو وبم فعال باشم و مثل قبل  آپ کنم

لطفا کمکم کنید.نمیدونم با چی شروع کنم. لطفا بگید که چی بذارم

بچها اگه کسی کنکوری بود و نتایجشو دید بیاد اینجا هم بگه.که  خوشحالم کنه

خب فعلا میرم.دیگه ببشخین که بدون هیچ شکلکی آپ کردم. سری های بعد جبران میشه

 

خب فعلا همگی بااااااااااااااااااااای باااااااااااااااااااااااااااای



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 13:16 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |
سلام ...



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 17:3 | نویسنده : یه دختر ناز نازی |